سودابه بيوس

57

نابارورى و منع بارورى در پزشكى ايران ( فارسى )

2 . انصباب خلط صفراوى ، بلغمى و سوداوى به رحم براى شناخت خلط ، ناچار بايد به بخشى از كتب قدما در اين باره اشاره كنيم : - خلط رطوبتى است در تن مردم كه روان بوده و جايگاه طبيعى آن رگ‌هاست و در اندام‌هاى ميان‌تهى چون معده ، جگر ، سپرز ( طحال ) ، و زهره ( كيسه صفرا ) وجود دارد . خلط از غذا پديد مىآيد . « 1 » - خلط جسم تر و روانى است كه غذا نخست‌بار بدان تبديل مىگردد . « 2 » - خلط نيك به تنهايى يا با خلط ديگر ، جزئى از گوهر غذاى مزاج مىشود و خود را همانند آن مىسازد و مجموعاً مىتواند مواد تحليل رفته مزاج را جبران كند . « 3 » - خلط جسم رطب سيال ( تر و جارى ) بالفعلى است كه استحاله و انقلاب يابد غذا به سوى آن ، به ترتيب زير : ابتدا غذا وارد معده مىگردد . سپس طبيعت مدبر بدنيه « 4 » توسط حرارت

--> ( 1 ) . ذخيره خوارزمشاهى ، رويه 12 ، با دخل و تصرف . ( 2 ) . قانونچه ، رويه 9 . ( 3 ) . قانون ، ج 1 ، رويه 41 . ( 4 ) . ر . ك : طبيعت در پزشكى ايرانى ، اسماعيل ناظم .